سید محمدپارسا سید محمدپارسا ، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 17 روز سن داره

فرشته آسمونی من خوش اومدی ...

3 سال و هشت ماهگیت

مهربانم سلام الان که می نویسم 3 سال و هشت ماهته با 102 سانتیمتر قد و 16.2 کیلوگرم وزن. خیلی خیلی عزیزدل من و بابایی هستی. خیلی دوست داریم جدیدا یکسری حرفای قلمبه سلمبه میزنی مثلا : می خوام غافلگیرت کنم. چقدر اینا زیبا هستن. گوشت با منه؟ بذار واست توضیح بدم. متشکرم کم کم یخمون آب میشه اون روز بهم گفتی: مامانی وقتی اون سبزها رو میذاری خیلی خوشکل میشی منظورت لنزهایی بود که بابایی واسم خریده بود. یا هروقت بابایی داره باهام شوخی میکنه و اذیتم میکنه بهش میگی: بابایی به خودت ادامه بده واسه اولین بار یه پازل و بدون کمک من خودت درستش کردی و خیلی ذوق کردی. پازل دورا بود که عکسشو تو پست بعدی میذارم. چندوق...
22 ارديبهشت 1397

اولین های تو

اولین فیلم سینمایی که کامل با هم دیدیم یه فیلم خارجی بود که توش یه دختربچه میوفته تو آب و میره توکما و تا آخرش همش ازم می پرسیدی: مامانی الان خوب میشه؟ و خداروشکر خوب شد. بهمن 95 (2 سال و پنج ماهگی) اولین سریالی که کامل با هم دیدیم البته فقط یک قسمتش اما اسمشو یادم نمیاد، فروردین 96 بود (2 سال و هفت ماهگی) اولین جمله ای که گفتی، متاسفانه خود جمله یادم نیست ولی 2 سال و یکی دو ماهت بود اولین باری که مسواک زدی با خمیردندون، اردیبهشت 96 بود که 2سال و هشت ماهگیت بود ؛ ساعت چهار صبح از خواب بیدار شدی و گفتی میخوام مسواک بزنم. اولین باری که خودت تنهایی لقمه گرفتی واسه خودت، شام خوراک میگو داشتیم و دو سال و هشت ماهگیت بود. اولین با...
22 ارديبهشت 1397

روزانه هاي تو...

مهربانم سلام امروز سيزدهم اسفند ماهه و شما الان سه سال و شش ماه و پنج روزه هستيد... قد ١٠٠ سانتيمتر و وزن ١٥/٥ كيلوگرم ماشالله هزارماشالله بسيار پسر باهوشي هستي 🏻 🏻 🏻 به دقت به همه چيز نگاه ميكني و بعد ميپرسي اگه فلان كارو كنم بعد چي ميشه؟🤓 كتاب حسني دروغ هزاربلاست و اينقدر ميگي واسم بخون كه الان حفظت شده و بامن ميخونيش آرم سامسونگ رو يادگرفتي و هرجا سامسونگ ميبيني ميگه : سامبونگه🤗 يه روز ديدم يه باتري نيم قلمي رو واسم اوردي كه روش نوشته بود: sony و بهم گفتي اول كارتون انگري بردز هم همينو نوشته و من لذت بردم از اينهمه دقت و توجه. اما متاسفانه واسه يادگيري زبان باهام همكاري نميكني و نميذاري تو خونه باهات انگليسي حرف بزنم ...
14 اسفند 1396

روزانه هاي تو❤️❤️❤️

مهربانم سلام الان ١٤ آذره و تو دقيقا ٣ سال و ٣ ماه و شش روزته قدت ١٠٠ سانتيمتر و وزنت ١٧ كيلوگرمه. ماشالله چيزهاي جديدتري تو مهد يادگرفتي مثل سيب سلامت كه روي هر موادغذايي كه ميبينيش با شوق نشونمون ميدي و ميگي: سيب سلامت سيب سلامت چند روز پيش بهم گفتي مامان وقتي هوا سردميشه باد منو تكون ميده منظورت اين بود كه يعني از سرما ميلرزي چندتا لغت هم كه اشتباه ميگي: عضب = عوض به من رفتي نداره = به من ربطي نداره و جديدا هر چي ميگي اخرش اضافه ميكني ديگه خووووبه 🏻 🏻 🏻...
14 آذر 1396

مهر آبان آذر 🍁🍁🍁

جديدا ماههاي فصل پاييز و ياد گرفتي. مدام ميگي: مهر آبان آذر تازگيا با ماهيت ميكروب آشنا شدي ميگي چيزي افتاد رو زمين نبايد بخوريمش، ميكروب داره. ديروز هم بخاطر گردوخاك، گردشتون كنسل شد، ازت پرسيدم: رفتين شهرترافيك؟ گفتي: نه، خاله گفته هوا آلودست ...
10 آبان 1396

پايتخت فرانسه🇫🇷 آلمان🇩🇪 و ايران🇮🇷

امروز سه سال و دو ماهت تموم شد و الان پايتخت سه تا كشور و بلدي: ايران، آلمان و فرانسه وقتي ميگي پاريس ميخندي چون ملقب به پاريسي راستي دوتا شعر جديد ديگه يادگرفتي ، يكي پاييزه و پاييزه و يكي هم دستامونو ميبريم بالا خيلي دوست دارم ️ ️ ️...
9 آبان 1396

علامت استاندارد😊

يه چيز جالب كه تازگي ها ياد گرفتي، علامت استانداره هرچيزي كه ميخواي بخوري اول نگاه ميكني ببيني علامت استاندارد داره يا نه! يه روز با بابايي رفته بودي سوپرماركت كه لپ لپ بخري بعد نگاه كردي ديدي علامت استاندارد نداره به عمومغازه داره گفتي كه اينكه علامت استاندارد نداره، عمو هم كه تعجب كرده بود گفت : عزيزم داخلش داره، بازش كني ميبينيش هفته پيش هم كه رفته بوديم دزفول و با ريحانه و باباش و بابايي رفته بودين بيرون بستني بخوريد، عمو بهت آبهويج داده بود و تو گفته بودي اينكه علامت استاندارد نداره! عمو هم بهت گفته بود: عزيزم روي دستگاه آبهويج گيرمون علامت داره و باباي ريحانه تعجب كرده بود كه تو علامت استاندارد رو از كجا مي شناسي ...
1 آبان 1396

محمدپارسا به آتش نشاني مي رود👨🏻‍🚒

مهربانم سلام ️ اين هفته بهترين اتفاقي كه رخ داد اين بود كه از طرف مهدكودك رفتي آتش نشاني 🏻‍ شب قبلش خيلي ذوق داشتي و مدام تكرارميكردي كه يادت نره كاغذمو (رضايتنامه) امضا كني فردا واسه اولين بار سوار ميني بوس شده بودي و تومسير به اميرعلي گفتي اينجا خونمونه شعرآتش نشان رو خيلي دوست داري و واسه همه ميخونيش وقتي اومدي خيلي خوشحال بودي و واسم تعريف كردي كه آقاي آتش نشان گفته نبايد دستتون رو تو چرخ گوشت ببريد يا موقع رانندگي حواس باباتون رو پرت نكنيد 🏻 تو روز تولدم دوتا اتفاق خوب افتاد: يكي اينكه تو رفتي آتش نشاني و كلي خوشحال شدي و يكي اينكه كارتون مك كويين٣ كه چندماهه منتظرش بودي، ريليز شد همين دواتفاق بهترين هديه تولد من بودند د...
28 مهر 1396